پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۶ - ساعت ۱۷:۴۰

زندگینامه سردار شهید مهدی زین الدین؛ زیبا، جذاب و خواندنی

مقاومت جانانه لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب در جزایر مجنون، در برابر پاتک های سنگین دشمن بعثی و در نبردهای نابرابر تن با تانک، حماسه ای بود که فرمانده جوانی چون زین الدین آن را رهبری کرد. با پایان عملیات خیبر، مأموریت لشکر ۱۷ از جنوب به سمت غرب کشور تغییر یافت.

شهيد مهدي زين الدين ۱۸ مهرماه ۱۳۳۸ در شهر تهران و در خانواده اي مذهبي دیده به جهان گشود. زماني که مهدي پنج ساله بود وضعيت نابسامان فرهنگي آن دورانِ پايتخت باعث شد تا خانواده زين الدين به شهرستان خرم آباد مهاجرت کنند.

وقتي سن او مناسب حضور در عرصه تعليم و تربيت و کسب علم و دانش گرديد در مدرسه غيرانتفاعي شهرياران مشغول تحصيل شد. هوش و استعداد خدادادي او به حدي بود که کلاس ششم را به صورت جهشي خواند و پس از آن وارد مقطع دبيرستان شد. پدر وي فردي مبارز و انقلابي بود که در کتابفروشي خود نه تنها به نشر علم و دانش  مي پرداخت بلکه پرچمداري مبارزات نيروهاي مردمي و مجاهد خرم آباد را در برابر نظام منحوس شاهنشاهي عهده دار بود.

 

شهید مهدی زین الدین

مهدي هم با تبعيت از پدر به فعاليت هاي انقلابي روي آورد. پخش نوارهاي حضرت امام و شهيد هاشمي نژاد، توزيع اعلاميه هاي اعتراض‌آميز و روشنگرانه، اعتراض به توزيع گوشت يخي با ذبح غيرشرعي توسط دستگاه هاي حکومت در شهر، اقدام به برپايي مراسم بزرگداشت شهادت آقا مصطفي خميني در خرم آباد، اقدام به هماهنگ کردن بازار براي تعطيلي در روز چهلم شهداي تبريز و... گوشه اي از فعاليت هاي اين شهيد بزرگوار است.

حضور آيت الله مدني در خرم آباد- که آن زمان در تبعيد به سر مي بردند- موجب شد جان تشنه معنويت جوانان و مردم انقلابي آن ديار از چشمه سار روحانيت سيراب گردد.منبرهاي آتشين او در حسينه فاطميه، مسجد شاه آباد هرگز از خاطر خرم آبادي ها محو نخواهد شد. مهدي نيز اين فرصت را مغتنم شمرد و در محضر اين سيد بزرگوار درس ها آموخت. با تشکيل حزب رستاخيز و الزام عمومي مردم به ثبت نام در اين حزب از سوي عمال رژيم طاغوت، مهدي از تأييد و امضاي آن خودداري مي کند و همين اقدام کافي است تا او از مدرسه اخراج شود و ناگزير به تحصيل در آموزشگاه پهلوي و در رشته طبيعي مشغول گردد.

او در کنار فعاليتهاي ذکر شده حضور در کتابفروشي پدر که خود پايگاهي مخفي و در عين حال موثر در امر سازماندهي و پيگيري فعاليت عليه رژيم است را فراموش نمي کند. اين پافشاري در مسير دفاع از انقلاب و آرمان هاي امام خميني (ره) تا جايي ادامه مي يابد که با انصراف از تحصيل، به رتبه چهارم پزشکي و قبولي در دانشگاه شيراز پشت کرده و حضور در سنگر دفاع را ترجيح مي دهد.

پس از آنکه رژيم وقت مجبور شد حاج عبدالرزاق زين الدين را از سقز به اقليد فارس تبعيد کند وي توانست با استفاده از فرصت مناسب اقليد را ترک و به شهر مقدس قم مهاجرت نمايد. پس از اين زمان بود که مهدي همراه با خانواده دور تازه اي از فعاليت هاي انقلابي را در قم پيگيري نمود.

با پيروزي انقلاب اولين نهادي که به عنوان تشکلي انقلابي مي توانست روحيه جهادي و انقلابي جوانان پرشور ايران اسلامي را تأمين کند جهاد سازندگي بود. حضور مهدي در جهاد اندکي به طول نيانجاميد. با تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي او نيز وارد اين نهاد مقدس گرديد. گزينش سپاه قم اولين واحدي بود که در آن مشغول خدمت شد. مدتي نگذشت که وارد واحد اطلاعات گرديد. تعقيب و کنترل تحرکات، مقابله با آشوب هاي شهري و خرابکاري منافقين بويژه غائله خلق مسلمان در شهرستان قم نمونه اي از فعاليت‌هاي وي در آن دوران است.

 

شهید مهدی زین الدین

با شروع جنگ تحميلي شهيد زين الدين به جبهه هاي جنوب فراخوانده شد. ديماه ۱۳۵۹ وارد اطلاعات عمليات سپاه سوسنگرد گرديد. حضور او جان تازه اي به عملکرد نيروهاي اين واحد در آن برهه از زمان بخشيد به گونه اي سردار غلامپور فرمانده عمليات سپاه سوسنگرد در اين زمينه مي‌گويد: «... شايد انتظار ما اين نبود که مهدي اين قدر سريع خودش را جا بيندازد و بتواند نسبت به منطقه آشنا شود. از آنجا که آموزش ديده آمده بود، براي اولين بار کسي بود که علم شناسايي و اطلاعات و استفاده از قطب نما را به ميدان عمل آورد و اين خيلي مهم بود. گزارش هايش ناشي از يک گزارش کاملا علمي و ميداني بود يعني معلوم بود زمين را خوب شناخته است و به درستي مختصات مي دهد... آمدن آقا مهدي اثر فراواني بر روي اطلاعات منطقه گذاشت. در آن شرايطي که نيروهاي ما به کار اطلاعات وارد نبودند حضور او اطلاعات نيروها را از نظر کلاس بالا برد.»

حضور او در عمليات هاي امام مهدي و امام علي از ديگر فعاليت هاي وي در اين دوران است.

واحد اطلاعات سپاه دزفول محل ديگري است براي خدمت مهدي زين الدين به اسلام و جبهه مسلمين. با گذشت ۸-۷ ماه از آغاز فعاليت وي در سوسنگرد به صلاحديد فرماندهان وقت مشغول شناسايي جهت انجام عمليات فتح المبين مي گردد. با آغاز عمليات مسئوليت اطلاعات عمليات قرارگاه نصر را برعهده گرفته و در کنار شهيد حسن باقري در پيروزي هاي چشمگير اين عمليات و عمليات بيت المقدس نقش به سزايي ايفا کرد.

وي در تاريخ ۱۳۶۱/۵/۲ و در مرحله پنجم عمليات رمضان با نظر فرماندهي کل سپاه پاسداران به فرماندهي تيپ ۱۷قم منصوب و جايگزين شهيد حسن درويش- از رزمندگان شهرستان شوش- شد.

از آنجا که تيپ ۱۷ قم به منطقه يک، متشکل از رزمندگان استان مرکزي، زنجان، سمنان و قم واگذار شده بود با شروع عمليات محرم به تيپ ۱۷ علي بي ابيطالب تغيير نام داد و مهدي زين الدين اولين حضور خود را به عنوان فرماندهي تيپ ۱۷ علي‌بن‌ابيطالب در اين عمليات تجربه کرد. درايت و کارداني او باعث شد تيپ ۱۷ نقش بسزايي در موفقيت اين عمليات ايفا نمايد.

پس از به پايان رسيدن عمليات محرم، سازمان‌ها و يگان‌هاي رزم سپاه گسترش يافت در راستاي همين تغيير و تحول، تيپ ۱۷ به لشکر ۱۷ علي‌بن ابيطالب، تغيير سازمان پيدا کرد و لشکر ۱۷ علي‌بن ابيطالب با دو تيپ به نام‌هاي الهادي(ع) وحضرت معصومه(س) خود را براي عمليات والفجر مقدماتي آماده نمود.

 

شهید مهدی زین الدین

در اين عمليات لشكر ۱۷ به طور كامل به اهداف خود اما يگان هايي كه در سمت چپ و راست وارد عمل شده بودند به دليل گير كردن در موانع دشمن و يا گم كردن اهداف خود نتوانستند جناحين لشكر را پوشش دهند. بنابراين گردان هاي پيشتاز لشکر در قلب دشمن مجبور به عقب نشيني شدند. چگونگي اين عقب‌نشيني در فاصله زماني کوتاه و تدبير مهدي زين الدين فرمانده مقتدر لشکر ۱۷ علي بن ابيطالب در نجات جان بيش از هزار رزمنده، هيچگاه از خاطر بسيجياني که او بر قلب هايشان حکومت مي کرد پاک نخواهد شد.

حضور موثر وي در عمليات هاي والفجر ۳ و۴ و عمليات خيبر از ديگر افتخارات زندگي پر برکت او در سايه سار انقلاب اسلامي و در کوران دفاع مقدس حق بر عليه باطل است.

حضور در عمليات خيبر به عنوان اولين عمليات آبي خاکي جمهوري اسلامي در ميداني که تا کنون تجربه نشده بود کار سختي به نظر مي رسيد. نبود امکانات کافي و شرايط سخت پشتيباني از نيروها نيز سختي کار را صد چندان مي کرد؛ اما مهدي که همچون ديگر فرماندهان و رزمندگان جبهه اسلام تا آخرين نفس پاي لبيک آغازين خود به امام امت ايستاده بود با توکل بر خدا و اتکال به نيروي لايزال الهي پنجه در پنجه دشمن تا بن دندان مسلح انداخت.

مقاومت جانانه لشکر ۱۷ علي بن ابيطالب در جزاير مجنون، در برابر پاتک هاي سنگين دشمن بعثي و در نبردهاي نابرابر تن با تانک، حماسه اي بود که فرمانده جواني چون زين الدين آن را رهبري کرد. او با شنيدن پيام امام مبني بر اينکه جزاير بايد حفظ شود گفته بود: «تلاش من اين بود که حتي بمانم، شهيد شوم و جنازه ام روي زمين جزيره بيافتد و يک متر از خاک جزيره را با جسدم حفظ کنم.»

در اين عمليات ضربات سنگيني بر پيکره لشکر ۱۷ وارد شد. شهيد و مجروح شدن تعداد زيادي از فرمانده گردان هاي مهدي زين الدين سرو قامت او را خم کرد اما با اين حال استقامت او و ايمان به وعده الهي «إن تنصر الله ينصرکم» رنج از دست دادن ياران سفر کرده را هموار کرد.

با پايان عمليات خيبر، مأموريت لشکر ۱۷ از جنوب به سمت غرب کشور تغيير يافت.مأموريت استقرار بر روي ارتفاعات مرزي دوپازا و بلفت و شناسايي و کسب آمادگي لازم براي عمليات.

 

شهید مهدی زین الدین

شناسايي نيروهاي اطلاعاتي در حال انجام بود و کليه نيروهاي لشکر نيز در مقري نزديک مهاباد مستقر شده بودند. هواي منطقه کم کم سرد مي‌شد که اتفاق ناگواري قلوب خداجويان و مجاهدان مسير حق را آزرد. خبر باور کردني نبود. مهدي و مجيد زين الدين در جاده بانه-سردشت(منطقه دارساوین) به دست کوردلان ضد انقلاب کمين خورده و به شهادت رسيدند.

نام

پست الکترونیک

* کد امنیتی

تصویر کد امنیتی

* نظر

شهادت امام جواد علیه السلام
پنجمین یادواره شهدای محله عطاران و یادبود شهدای مقاومت استان
با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین
حاج احمد پـنــاهـیــان
زمان:
دوشنبه ۳۰ مرداد ماه، بعد از نماز عشاء
(قرائت قران، احکام، سخنرانی، عزاداری)
مکان:
خ شهید عطاران، خ شهیدان زینلی، انتهای کوچه۲
مسجد جوادالائمه(علیه السلام)
- - - - - - - - - - -
دسته ی عزا
سه شنبه صبح ساعت ۹
خ عطاران، ک ۲۵،ده متری ولایت
کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام محفوظ است