دوشنبه ۹ آذر -۶۲۲ - ساعت ۰۰:۰۰

در تقویمتان یادداشت کنید: تعطیلی راهپیمایی 13 آبان در عاشورا - متن سخنرانی روز هشتم محرم 93

موضوع بحث: «سیره جهادی و ابعاد مظلومیت سیدالشهداء(علیه السلام)» - جلسه هشتم - حجت الاسلام والمسلمین حاج احمد پناهیان - هیئت محبین اهل بیت (علیهم السلام) قم

تصاویر روز هشتم محرم              صوت سخنرانی           فیلم سخنرانی           صوت عزاداری             

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نبرد اساسی بین جبهه اهل ایمان و جناح اهل نفاق

«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ‏ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ‏ الْمُنافِقينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً»[1] داستان مجاهده و مبارزه در راه اقامه امر حق نبرد اساسی اش در جبهه اهل ایمان با جناح اهل نفاق صورت می گیرد. زمان پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هم اگر رسول خدا اذیت شدند «مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيت‏»[2]، بخش عمده این آزارها توسط اهل نفاق است. همانطور که خودشان هم فرمودند: خوف من بعد از من برای امتم نه از مؤمنین است و نه از مشکرین، کفّار و مشرکین، کفر و شرکشان آنها را از بین می برد. مؤمنین هم ایمانشان آنها را نجات می دهد، اما منافقین مسئله ساز هستند.[3] این خیلی موضوع مهمی است. آنچه که جبهه عاشورا را شکل داد نبرد صادقین با منافقین است. امام حسین(علیه السلام) وقتی به امام سجاد(علیه السلام) فرمودند:«لَا يَسْكُنُ‏ دَمِي‏ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ الْمَهْدِي»‏[4]خون من از جوشش نمی افتد تا اینکه مهدی(علیه السلام) من قیام کند. فاصله بین کربلا 61 هجری را شما حساب کنید تا فرج، حالا هر زمانی که هست. این فاصله تا حالا که بیش از 12ـ13 قرن گذشته و شاید بیش از این بگذرد که خدا نکند، این فاصله یک داغِ کهنه است، خیلی هم عمیق است، آن هم داغِ امام حق نسبت به جبهه نفاق. امام حسین(علیه السلام) می فرماید: وقتی مهدی من قیام می کند، خون من وقتی از جوشش می افتد. کی زمانیکه همه کفّار و یهودیان و ظالمان نابود بشوند؟ نه بلکه همه منافقین نابود شوند، آن هم نه همه منافقین نابود شوند، 70 هزار نفر از منافقینِ کافر و فاسق را امام زمان(علیه السلام) به درک واصل می کند تا خونِ من از جوشش بیفتد و آرامش پیدا کنم. اصلاً چنین تعبیری راجع به جبهه کفر من حداقل در این مدتِ عمرم ندیدم و نشنیدم، اصلاً کفر در برابر این فتنه عظیمِ نفاق ـ «أَلا فِي‏ الْفِتْنَةِ سَقَطُوا»[5]ـ در برابر این فتنه اهل نفاق که چند جای کربلا هم اشاره به آن می شود اصلاً به حساب نمی آید، قطره در مقابل دریاست.

اکثر هشدارها، اخطارها و تهدیدها؛ متوجه منافقین

خدای متعال در بسیاری از آیات جهادیِ قرآن چه چیزی را بررسی می کند؟ کیفیت جبهه کفر را؟ بله جاهایی به ترسیم جبهه کفر پرداخته می شود اما آدمی اهتمام خدا را می بیند، خدای متعال اهتمام، توجه، هشدارها، اخطارها و تهدیدهایش برای مؤمنینی است که این مؤمنین از جهاد سرباز می زنند، نه کفّار. «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً»[6]مکر شیطان ضعیف است. درجنگ بدر معلوم شد، اولین جنگِ پیروزِ اسلام با وجود کمی عده و عُده  و به هم ریختگی جناح مؤمنین، تثبیت نشدنِ حاکمیت پیغمبر اکرم(صلی اله علیه وآله)، خدا چگونه ورود پیدا کرد و جنگ را به پیروزی رساند و کار را تمام کرد. همه جای قرآن کریم خدا می فرماید من هستم، وقتی خدا باشد و جناحِ مؤمن درست عمل کند دیگر چه مشکلی است؟

«وَ لَيَنْصُرَنَ‏ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُه»؛ چرا خداوند این قدر تأکید می کند؟!

«وَ لَيَنْصُرَنَ‏ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُه»‏[7]،چرا خدا باید این قدر تأکید کند؟ مگر در برابر ذهنِ ناباوری قرار دارد این فرضیه و اصل که خداوند تأکید می کند؟ بله در جبهه حق همیشه این زمزمه فتنه گونه بوده و هست و خواهد بود، بگذارید از روزنه ای دیگر نگاه کنیم. ما در سراسر تاریخ اسلام در طول حضورِ شریف ائمه هدی معصومین(علیهم السلام) چیزی مثل واقعه کربلا داریم؟ نداریم، روزی با عزتمندتر از واقعه کربلا از جهت مصیبت و بلا نداریم. قرآن فرمود: «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيم‏»[8]، ما جای دیگر این تعبیر را در قرآن نداریم. امام صادق(علیه السلام) می فرماید:«مُصِيبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلَامِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض»‏[9]ِ و یا «لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِكَ‏ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه»‏[10] و یا «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا»[11]، این قتلِ اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آتشی است که ابداً خاموش شدنی نیست.

تقابل صدق و نفاق؛ اصلی ترین چالش فراروی تمدّنِ اسلامی

همه داغ ها در دل شیعیان و مؤمنین وجود دارد اما قتل اباعبدلله(علیه السلام) چیز دیگری است. حالا این بلای عظیم، یعنی اتفاق و مصیبتِ عظیم کجا پدید آمده است؟ صحنه مواجهه صادقین با منافقین، «لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِين‏»[12]، در این تقابل است، صدق و نفاق. همین بس است، شما بدانید اصلی ترین چالش فراروی تمدّنِ عظیم اسلامی، تفکر عظیمِ مدیریتِ توحیدی، حاکمیت اسلامی تقابلِ بین صدق و نفاق است، همین را توجه کنیم بس است. یعنی آدم کربلا را ببیند همین قدر کربلا را مهم ببیند، نبرد عاشورا را این قدر مهم و اساسی ببیند، کافی است. همین زندگیِ و راه آدم را عوض  می کند. برای خدا از همه موضوعات هستی مهم تر، این تقابل است، این است که امام حسین(علیه السلام) که برگزیده، محبوب، معشوق، ولیّ خداست، حجت الله، خیرالله و عصمت الله است، امام حسین(علیه السلام) را در این میدان به مسلخ می برد.

واقعه عاشورا؛ یک معیار؛ یک شاخص

ما نباید واقعه عاشورا را واقعه ای کنار وقایع دیگر تاریخ اسلام ببینیم، نه واقعه عاشورا یک معیار است، یک شاخص است، یک محک و اصل است، اصلِ عاشورایی. بعد شما در این واقعه عاشورا چه می بینید؟ یک عده جهادگر، مجاهد و مبارز، یک عده فراریِ از جهاد، نه یک عده دشمن، کوفیان دشمن نبودند، فراریان از جهادِ پای رکاب حسین بن علی(علیه السلام) بودند. از پای رکاب مسلم بن عقیل فرار کردند و حسین کُش شدند، این را خیلی دقت کنید.

قتلِ اباعبدالله الحسین(علیه السلام)؛ نتیجه اعراض از زندگی جهادی!

اعراض از زندگی جهادی انسان را به قتلِ اباعبدالله الحسین(علیه السلام) می رساند، البته باطنِ این اعراض کفرِ اینهاست. بله هواسمان هست. در رجز امام حسین(علیه السلام) می فرماید:«كَفَرَ الْقَوْمُ وَ قِدْماً رَغِبُوا عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَيْن‏»[13]. اینها از قبل مشکلِ کفرِ قلبی را داشتند اما در جبهه ایمان بودند. ما در بررسی هایمان باید واقع بین باشیم، اینها جبهه اسلام بودند یا نبودند؟ اول باید واقع بین باشیم تا به حقیقت برسیم، اینها جبهه اسلام بودند. اصلِ تقابل کسانی که زندگی جهادی دارند با کسانی که از زندگی جهادی پرهیز دارند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: شما آدمهایی هستید که در راحتِ زندگی همه شما اهل حق هستید، همه مؤمن و خوب و مسلمان، اما وقتی بحثِ تحت رایات پیش می آید، وقتی پرچم بلند می شود برای جنگ، عده شما خیلی کم و مختصر می شود. به قول امام حسین(علیه السلام): «إِنَّ النَّاسَ‏ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِم»‏[14]، همه آنها زباناً دین دار هستند. «فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ»[15]، وقتی به بلا دچار می شوند، مانند کشته شدن و زخم برداشتن، «قَلَّ الدَّيَّانُون‏». نمی فرماید: قلیل، یعنی کم هستند، بلکه می فرماید: خیلی کم هستند. دیندار خیلی کم است. نمی خواهند زندگیِ جهادی داشته باشند، می خواهند زندگی راحتی داشته باشند، زود هم می روند چهاردست و پا می چسبند به دین که دین آمده است آسایش ایجاد کند. بله دین آمده است آسایش ایجاد کند، شما اول دین را بیاور و مستقر کن، بعداً راحت زندگی کن. شما می خواهید تحتِ حاکمیت شیطان راحت زندگی کنید مسلمان! «اسْتَحْوَذَ عَلَيْكُمُ‏ الشَّيْطَانُ»[16]. شما تحت چنبره شیطان می خواهید راحت زندگی کنید، چرا مغالطه می کنید که اسلام دینِ تسامح و راحت زندگی کردن و آسایش است، اصلاً اسلام آمده تا حکومت تشکیل دهد و مردم راحت زندگی کنند. ببخشید گفتید اسلام آمده است، این آمدنِ اسلام هزینه دارد، پیغمبر(صلی اله علیه و آله) 80 جنگ کرده است تا توانسته این اسلام را تشکیل دهد. شما بخواهید قدرت به اسلام ببخشید باید زندگی مجاهدانه داشته باشید، پایش هزینه کنید تا این اسلام به کرسی بنشیند. بله بقیه الاعظم را اگر آوردی اگر ما گفتیم دیگر 24 ساعت بروید جنگ، کِیف می کنید، زندگی می کنید، اما تا وقتی بقیه الاعظم را بیاورید باید چه کار کنیم؟ چگونه بیاوریم؟ ؟«َيُوطِئُونَ‏ لِلْمَهْدِيِّ يَعْنِي سُلْطَانَه»‏[17]، تا امام زمان(علیه السلام) بیاید، پیغمبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: مأموریت ما آماده کردنِ فضای عالم است نه فضای عالمِ اسلام، فضای عالم برای سلطنتِ مهدی(علیه السلام). بفرمایید چه کسی حاضر است اجازه بدهد مهدی(علیه السلام) سلطنت کند؟ امریکا و اسرائیل؟! اینها در تشکیل جمهوری اسلامی، حاکمیت اسلامی در یک ایرانِ یک گوشه دنیا اینقدر جنایت می کنند، خون می ریزند و تلاش می کنند، توقع دارید اینها بگذارند شما مهدی(علیه السلام) را بیاورید تا سلطانِ عالم کنید؟! این وسطِ حرف از راحتِ زندگی زدن کجا است معنایش؟ ما بچه هستیم و نمی فهمیم؟!

پاسخ به آقای رئیس جمهور!

باریک الله امروز اخبار ساعت 2 را می دیدیم که این شاعرِ غیور و انقلابی در زنجان آقای کمالی خیلی خوب جوابِ آقای رئیس جمهور را داد. این جمعیتِ صدها هزار نفری، فریاد زدند که درسِ کربلا مذاکره و معامله با دشمنِ برای پرهیزِ از جنگ نیست، با این شعاری که انتخاب کردند و دادند، شعارِ خیلی زیبایی بود؛ من اباالفضلم علمدارِ قیام، پیرو خطِ حسین(علیه السلام) والسلام،«هَيْهَاتَ‏ مِنَّا الذِّلَّة»[18]. خط حسین(علیه السلام) چه بود؟ قیام است، «إِنَّمَا خَرَجْتُ‏ لِطَلَبِ‏ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي»‏[19] است. شما از دلِ کربلا قیام می بینید یا انفعال و معامله با کفر؟! تقابلِ بین جهادگران و جهادگریزان پس زندگیِ راحت. آیه بسیار زیبای وجود دارد که واقعاً لطف قرآن و امام حسین(علیه السلام) است این آیه برای این جلسه، سوره توبه آیه 46. بحث ما این بود که زندگیِ ما زندگی جهادی ای باشد تا ما را برای مبارزه حسینی خدا دعوت کند به خاطر همین هم رفتیم سیره جهادی امام حسین(علیه السلام) را بررسی کردیم.

اگر اراده مبارزه و قیام داشتند؛ از قبل آماده می شدند!

اعوذبالله من الشیطان الرجیم :«وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَ لكِنْ كَرِهَ‏ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدينَ»[20]. می فرماید: اگر اینها اراده خروج و مبارزه و جنگ و قیام را داشتند برای این جنگ از قبل آماده می شدند. پس اینجوری نیست برادر من، شب بخوابیم و صبح بلند شویم و خدا بگوید من مهدی ام را آوردم، چه کسی می آید او را یاری کند! این را از فکرمان ببریم بیرون، عده ای هستند که برای مبارزه و جهاد قبل از مبارزه و جهاد آماده می شوند. «لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً»، شنیدید که می گویند: عده و عُده باید جمع کرد؟! یعنی آماده بشویم، اگر این آمادگی در سپاهِ اباعبدالله الحسین(علیه السلام) نبود که امام حسین(علیه السلام) هیچ وقت نمی توانست بجنگد. علی اکبر(علیه السلام) 25 ساله است، این مولای عظیم، اگر علی اکبر(علیه السلام) در این 25 سال زندگی شریف و مبارکش آماده نشده بود، نرسیده بود به قله «ممسوس فی اللهی»، هیچ وقت علیِ اکبر امام حسین(علیه السلام) در عاشورا نمی شد.

گشایش باب جهاد؛ توسط زندگی مجاهدانه شهداء

امروز روز حضرت علی اکبر(علیه السلام) است، از شهدا باید یاد کرد، نه اینکه یاد کرد، چه اشتباهی کردم! بلکه در محضر شهدا باید این جمله را گفت. اینها زندگیشان زندگیِ جهادیِ به تمامِ معناست که خدا بابِ جهاد را برای انقلاب اسلامی باز کرد و الّا باز نمی کرد. حضرت امام(ره) ببخشید از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بزرگتر هستند، نستجیربالله؟ از امیرالمؤمنین(علیه السلام) مقام و تواناییشان بیشتر است نستجیر بالله؟ از امام حسن(علیه السلام)، امام باقر(علیه السلام)، امام صادق(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) توانایی شان بیشتر است؟ شاگردِ مکتب ائمه هدی(علیهم السلام) هستند، عالم، مدیر، مدبر، شجاع، عارف و بصیر هستند، همه اینها هست و خیلی چیزهای دیگر، اما فاصله ایشان با معصوم کجا؟ می گوید: آقا ایشان توانست این کار را انجام دهد، نه عزیزم اینکه می فرماید: ولیّ نعمت های ما خانواده های شهدا هستند، چرا می فرمود؟ چون نعمتِ انقلاب اسلامی در پرتو تربیتِ جهادیِ این نسل است. اگر این نسل تربیت نشده بود لبیک گو امامت جامعه و ولیّ فقیه پیدا نمی کرد کجا انقلاب می شد؟ ندای حق که همیشه بوده است، قرآن می فرماید ائمه معصومین(علیه السلام) همیشه گفتند در زمانِ خودشان، پس چرا لبیک گو نداشتند؟ آن چیزی که باید تربیت می شدند، نشدند. قرآن می فرماید: اگر شما بخواهید خروج کنید، خروج یعنی همان کاری که امام حسین(علیه السلام) کرد: «إِنَّمَا خَرَجْتُ‏ لِطَلَبِ‏ الْإِصْلَاح‏»، یعنی قیام و مبارزه. رفقا شما نمی خواهید مبارزه کنید و ریشه آمریکا را از عالم بکَنید؟ قسمتان می دهم فکر کنید! می خواهید تا قیامت همین گونه معامله کنید؟

اگر ایشان به شما مشاوره می دهد؛ وای بر ما؟!

امروز من حرفی را از مشاور وزیر خارجه خواندم، به خدا آدم پشتش می لرزد. آقای رئیس جمهور اگر ایشان به شما مشاوره بدهد در امر دیپلماسی وای بر ما، حرف را نگاه کنید. برمی گردد می گوید: دیگر الآن خصومتِ بین ما و آمریکا تمام شده است ما خیلی نمی توانیم صبر کنیم برای برقراری اعتماد بین دو طرف! آخر این آدم بلا نسبتِ آدم، چگونه اینجوری محاسبه می کند؟! شبِ 13 آبان! شما چه جوری فکر کردید به این نتیجه رسیدید؟! مدام آقا می فرماید: محاسباتتان را دشمن دستکاری نکند! شما چند تا چیز کنار هم گذاشتید و به این رسیدید؟! لبخندهای مسخره بازیِ سیاسی را می بینید؟! ما عوض شدیم یا آمریکا؟ او دست از خصومت برداشته یا ما دست از خصومت برداشتیم؟ روی چه حسابی شما جرأت می کنید بگویید خصومت ما بین آمریکا تمام شده است؟! معنایش این می شود، زود باشید ما بالاخره باید به همدیگر اعتماد کنیم، نمی توانیم خیلی صبر کنیم تا این رابطه اعتمادسازی جور شود.

مگر قرار بوده کسی بین ایران و آمریکا اعتمادسازی کند؟!

مگر قرار بوده که کسی بین ما و آمریکا اعتمادسازی کند؟ مگر قرار بوده که ما به همدیگر اعتماد کنیم؟! مثل اینکه ما یادمان رفته است مسلمان هستیم، ببخشید، مثل اینکه ما یادمان رفته است ایرانی هستیم، 60 سال آمریکا بر علیه ایران چقدر جنایت کرد؟! شما از کجا می گویید خصومتِ او با ما تمام شده است؟ حالا این قدر خوش بین هستید به دشمن به درک! چرا به ما اهانت می کنید؟! چرا راجع به ما این گونه فکر می کنید؟ چرا فکر می کنید ما از خصومت دست برداشتیم؟! اگر این مشاوره بدهد به وزیر خارجه معلوم است وزیر خارجه به اشتباه می افتد، اگر این مشاوره بدهد با این مبنای اساسیِ غلط در دیپلماسی و سیاست خارجی معلوم است نظامِ دیپلماسیِ ما متزلزل می شود؛ اصلاً مبنا غلط است. «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين‏»[21]، مقام معظم رهبری گفته است که آمریکا دیگر شیطان بزرگ نیست؟! مردم گفتند؟! ما در این جامعه یک امام جامعه داریم و یک امت، نه امت گفتند و نه ولایت گفته است. شعار مرگ بر آمریکای این ملت یک بُلُف سیاسی نیست، یک اعتقادِ عمیقِ دینی است. شما اعتمادِ به دشمن دارید، داشته باشید، مگر شما که هستید؟! اما چگونه جرأت می کنید در تریبون عمومی و این همه رسانه، این حرف را بزنید؟! روز منصوبِ به علی اکبر(علیه السلام) آدم اینگونه حرف می زند، در محرم؟! می دانید یک جهتش چیست؟ یک جهتش ما هستیم. چند وقت است که موجِ ریشه کن کردنِ بنیان کفر و آمریکا و اسرائیل دیگر در ما نیست؟ آخر بعضی ها عقلشان در چشمشان است، مردم را نگاه می کنند و می گویند: خب اینها که دارند زندگیشان را می کنند، ما هم که می رویم و می آییم بگذاریم این حرف را بزنیم، ببینیم چه می شود. حزب اللهی ها هم که درگیر موضوعاتِ اولویت دارِ خودشان هستند، اولویت های حزب اللهی ها که می دانید همیشه چیست؟ به ندرت پیدا می کنید جریانهای عظیمِ حزب اللهی که موج استکبارستیزی در آنها موج بزند، به ندرت جاهایی یک حرکتهایی می شود.

بچه ها گوشه تقویمتان بنویسید...

بچه ها گوشه تقویمتان بنویسید که روزی در قم 13 آبان، روز مبارزه با استکبار جهانی را درک کردیم که مصادف شد با استکبارستیزی در دین، یعنی عاشورای حسینی، بعد گفته شد برنامه عمومیِ شهری به جهت تداخل با عزاداری ها برگزار نمی شود؟!! دسته های عزاداری می روند حرم دیگر ما استکبارستیزی نداریم! من پرسیدم برنامه چیست؟ گفت: فعلاً چیزی اعلام نکردند، می گویند: نظر شما چیست؟ اول دهه به من زنگ زدند، مسئولین این بخش، گفتم: معلوم است نظرم چیست، نظر نمی خواهد که! روز استکبارستیزی است، روز پایه استکبارستیزی است، ریشه استکبارستیزی در مکتب تشیع است. شما روز استکبارستیزی بروید نگاه کنید، ببینید حجم جماعتی که قبل از ظهر می آیند، گفتم: عزیزان هیئت رزمندگان می آیند، برنامه معظمی هم دارند، مانور عظیمی هم می شود، رسانه ای هم می شود. هم اقامه عزای حسین(علیه السلام) و عباس(علیه السلام) است، هم مرگ با آمریکای با ادبیاتِ عاشورا. 13 آبان با عزمت در قم برقرار شده است مگر می خواهید چه کار کنید، هیچ مانعی ای هم ندارد. می گوید: به نتیجه نرسیدیم!

رجزِ علی اکبر(علیه السلام)

این رجزِ علی اکبر(علیه السلام) است، شما را به خدا دقت کنید:«أَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي نَحْنُ وَ بَيْتِ اللَّهِ أَوْلَى بِالنَّبِي»[22]، من فرزند حسین(علیه السلام) هستم و حسین فرزند علی(علیه السلام). بی خود نگویید فامیل از طریق مادر چه و چه، اولاً نسبت من به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) أولی است. ثانیاً«أطعنكم بالرمح حتى ينثنى أضربكم بالسيف أحمى عن أبى»[23]. با شما این قدر می جنگم تا شمشیرم خم شود، من از پا نمی افتم، بلکه سلاحم از پا می افتد. بچه های جنگ تک و توک بین شما هستند، از آنها بپرسید، بعضی جیگردارها می رفتند تیربارچی می شدند، آن وقت در عملیات می دیدید چیز دیگری با خودش برداشته آورده. می گفت لوله یدک است، اینقدر گلوله می زد تا لوله تفنگ از حرارت خم می شد، کیف می کرد و می گفتم: سلاحت از کار افتاد، می گفت: اینقدر زدم اینطور شده است. از سنگر عراقی ها می گشت تیرباری می آورد و دوباره می زد، این روحیه علی اکبر(علیه السلام) است. می فرماید: «اضربكم بالسيف حتى يلتوي»[24]، اینقدر می زنم تا شمشیرم از کار بیفتد.«ضرب غلام هاشمىّ علوى‏»، ضربِ جوانِ پیروزمند و شجاعِ هاشمیِ علوی، از طائفه دیگرش کلامی حرف نمی زند. بعد می فرماید: «و لا أزال اليوم أحمى عن أبى»، تالله، به خدای لاشریک قسم من دست از حمایت پدرم بر نمی دارم.

علت اصلی نبرد؛ مبارزه با حاکمیت یزید

نکته من اینجاست، «تاللّه لا يحكم فينا ابن الدّعى‏»، تمام مبارزه من برای این است که این زنازاده حاکم بر ما نشود. یعنی حمایتِ من از پدرم حسین بن علی(علیه السلام) نه چون پسرش هستم، برای مبارزه با حاکمیت استکبار و کفر است و کسی مثل یزید است. این موجِ استکبارستیزی شما وقتی خاموش شود، شعرها و نوحه ها و مراسمهایمان، فقط سمت بین الحرمین برود، فقط اشکِ بر اباعبدالله الحسین(علیه السلام) همه چیز را می دهد!

اگر اشک بر اباعبدالله الحسین(علیه السلام) همه چیز بود...

ببخشید اشک بر اباعبدالله الحسین(علیه السلام) اگر همه چیز می دهد، چرا خودِ امام حسین(علیه السلام) کشته می شود؟ به نظر شما این عقلانی است؟ روایت درست است، روایت می فرماید: عظمت اشک بر اباعبدالله الحسین(علیه السلام) قیمتش این است، اما همین امام حسین(علیه السلام)  می فرماید: زندگی یعنی مبارزه، عبودیت یعنی مبارزه، بندگی یعنی مبارزه و شما در دنیا آمده اید تا بندگی کنید، تجارت برای بهشت کنید. برای تجارت بهشت باید قیمت پرداخت کنید و آن هم جان و مال شما باشد در عرصه جهاد. بعد شما در عرصه جهاد باید از قبل آماده باشید، قربان خدا بروم.

پایگاه بسیج محل تربیت سربازان امام زمان(علیه السلام)

بگذارید من اینجا استفاده ای کنم. پایگاه بسیج می روید یا نه؟ اگر نمی روید باید استغفار کنید، چرا؟ بررسی کنید، نگاه مقام معظم رهبری(دام ظله العالی) و امام(ره) را به جریان پایگاه بسیج را ببینید. نگویید یک مسجد در محل ما 4 تا جوان جمع شدند، فعالیت فرهنگی می کنند به نام پایگاه، این را رها کنید. ماهیت پایگاه بسیج چیست؟ مقام معظم رهبری(دام ظله العالی) می فرماید: ماهیت بسیج، تربیت یافتن کسانی با ایمان عمیق، تلاشی مخلصانه، پیگیر و خستگی ناپذیر است ـ ترجمه آیه 54 سوره مائده: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»[25] ـ پایگاه بسیج محل تربیت سربازان امام زمان(علیه السلام) است. این سازه را اسلام قرار داده است، در جمهوری اسلامی محل تربیت سربازان دین و مجاهدین بسیج است. ما کانون، هیئت و مکان های دیگر هم داریم که تربیت می کنیم. آنجاها را می گویید، تربیتِ لازم و درست کجا اتفاق می افتد؟ خدا چگونه دارد تربیت می کند؟ خدا فقط می گوید پیغمبرم برو توضیح بده؟ نه، بلکه می گوید پیغمبرم دستور بده، برو به مردم بگو: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي»[26]، فرمانبری کنید، «يُحْبِبْكُمُ اللَّه‏». من الآن 25 سال است که خادم این هیئت هستم، به خادم خودم هم زیاد نمی توانم محکم دستور بدهم، کمی محکم دستور بدهم ناراحت می شود، می رود. فرمان نیست، خیلی موارد است که 25 سال داریم در همین هیئت خودمان می گوییم، ولی هنوز هم درست نشده است. نمی توانیم هم بیشتر فشار بیاوریم چون هیئت است، در کانون هم همین است.

اصل فرمان و اطاعت؛ فقط در بسیج

فرمان و اطاعت محض، این سازه فقط در بسیج است. آقا اسلحه را دستت بگیر، لباس خاکی بپوش، برو نماز جمعه پست بده. دیدید بعضی ها بسیج نمی روند، چون نمی خواهند تحت فرمان باشند، شما تحت فرمان نباشید، در زندگی ات مجاهد پرورش پیدا نمی کنید. خدا می فرماید: من می خواهم عبد تربیت کنم، فرمانده ای به نام پیغمبر اعظم(صلی الله علیه و آله) می گذارم، یک فرمانده می گذارم به نام علی(علیه السلام)، یک فرمانده می گذارم به عنوان فرمانده کلِ قوا که فرمان بدهد تا شما تربیت بشوید. حتی ممکن است فرمانده اشتباه فرمان دهد، آن مهم نیست، مهم این است که من فرمانبرداری را یاد بگیرم.

عبودیت در عمل معنا پیدا می کند نه در حرف

عبودیت در عمل معنا پیدا می کند نه در حرف، ما حرف زیاد می زنیم. مقام معظم رهبری(دام ظله العالی) این همه بر جذب بسیج تأکید دارند، علتش چیست؟ علتش این است که این تشکیلات بر اساس این اصل بنیان گذاری شده، امام(ره) بر اساس این اصل، این تشکیلات را بسته است. این را به احترام شهدا که امروز روز شهداست عرض کردم و به خاطر ضرورتش. ما الآن در نبرد سایبری جاهایی نیاز به فرمان داریم، بچه حزب اللهی ها کار نمی کنند، باید دستور بگیرد تا کار کند. به بدبختی ای دچار شدیم که هر کس یک ذره کار یاد می گیرد به او می گوییم فلان کار را انجام بده، می گوید چقدر پول می دهید؟! می خواهید به او یک طرح بدهید، بکشد، قیمت جلویت می گذارد، بچه حزب اللهی هم است! می گوید: زندگی ام باید بگردد، خوب بگردد. ببخشید ما قرار بوده که خرج کنیم برای دین، نه اینکه دین برای ما خرج کند. در بسیج این امکان دارد، به هیچ کسی پول نمی دهند و موظف هم است که بیاید و در این بخش ها فعال بشود. هیچ جای دیگری در نظام جمهوری اسلامی جز بسیج این اتفاق نمی افتد، نه حوزه، نه دانشگاه، نه هیئت و... . آدم با فرمان کار کند. حسین بن علی(علیه السلام) کشته شد که من فرمانِ تو یزید را نمی برم، همین. علی اکبر(علیه السلام) کشته شد، برای این کشته می شوم تا تو به من دستور ندهی «ابن دعی».

... به خون حسین(علیه السلام) خیانت کرده است!

آقایان اگر شما در جلسه امام حسین(علیه السلام) تصمیم نگیرید آمریکا را ریشه کن کنید، برای امام حسین(علیه السلام) عزاداری نکردید. اینجا باید تصمیم بگیرید که من استکبار را نابود کنم، نه اینکه اینجا بگویند: حاج آقا لااقل اشاره ای به انقلاب کنید، یک اشاره ای به موضوع روز بکنید. اشاره چیست؟ روحانی ای که بالای منبر می رود تکلیفش است که تحریص کند به مبارزه، اگر این کار را نکند: «فَما بَلَّغْتَ‏ رِسالَتَه»‏[27]«الَّذينَ يُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ»[28]وظیفه مبلغ این است که به مبارزه تحریک کند. ببینید این آیات کجاست. یعنی اگر از دهه عاشورا جزم و عزم برای نابودیِ اسکتبار جهانی و حاکمیت کفر در نیاید بیرون، آن مبلغ خیانت کرده است، آن مداح و مدیر هیئت خیانت کرده است والله العظیم قسم، به خون حسین(علیه السلام) خیانت کرده است. می گوید: من جانم را دادم بعد شما سر جان بازیِ من دارید خوش می گذرانید؟! بگذار امروز من روضه علی اکبر(علیه السلام) را برایت بخوانم تا بفهمید من جان دادم یعنی چه؟

انصافاً خانه نشین نشده ایم؟!

می فرماید: «وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً»، خدا به ما می گوید: اگر اینها بخواهند اراده جنگ داشته باشند و راست بگویند آماده می شوند. «وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُم‏» می فرماید: خدا دوست ندارد و اینها را زمین گیر و خانه نشین می کند. رفقا من از شما می پرسم انصافا خانه نشین نشدیم؟ هر روز خبری می آید، قلب امام زمان(عج الله) شکست، چه شده؟ حرمین عسگریین(علیه السلام) با خاک یکسان شد، امام زمان(عج الله) قلبش شکست، چه شده؟ در عراق 8 هزار ناموس شیعه گم شدند، امام زمان(عج الله) قلبش شکست، چه شده؟ حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) این همه سرها بریده شد، این همه بدنها تکه تکه شد، این همه ناموس هتک حرمت شد.

اگر امام حسین(علیه السلام) یار می خواست؛ امام زمان(عج الله) هم یار می خواهد

امام زمان، امام زمان، امام زمان، ببخشید امام زمان(عج الله) مگر فرزند حسین بن علی(علیه السلام) نیست؟ چرا حسین بن علی(علیه السلام) بی یار باشد، باید رفت کمک او و برای کمک کردنِ او جنگید اما امام زمان(عج الله) بی یار باشد، نباید برای کمک کردنش جنگید. این چه منطقی است؟ اگر برای کمک کردن امام زمانتان می خواهید بجنگید چرا آماده نمی شویم؟ چرا نشستیم و نگاه می کنیم؟ قرآن سوره توبه آیه 46 می فرماید: اگر شما آماده نشوید، من خوشم نمی آید شما را ببرم در صحنه جهاد. برای همین هم باب شهادت به روی ما باز نیست. خدایا توبه از این زندگی کردنمان، من التماستان می کنم، من دیگر پیر شدم، سن وقتی از چهل گذشت دیگر در سرازیری هستیم. التماستان می کنم، زندگی را عوض کنید، چرا رهبرتان دارد راجع به سبک زندگی صحبت می کند؟ چون گیرِ ما در سبک زندگی است، زندگی ما حسینی نیست، خدا خوشش نمی آید با ما امام زمان(عج الله) را بیاورد، خدا خوشش نمی آید با ما ریشه آمریکا را بکند. 35 سال داریم می گوییم مرگ، این آمریکا مگر چیست اگر بخواهیم مرگ را برایش بیافرینیم؟ یک ابله سیاسی برگردد بگوید: ما دیگر خصومت نداریم، روی 200 هزار شهید که روی دست ما گذاشته است آمریکا.

شهدا برگردید؛ ما گرفتار شدیم

بلند شوید شهدا برگردید، بروید در پایگاه ها و هیئت ها و خانه های ما، ما زندگی کردن یادمان رفته است. خدا می فرماید: «لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ» من خوشم نمی آید اینها بروند جنگ، «انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُم» خدا نمی خواهد اینها را برای مبارزه برانگیزد، پس خانه نشینشان می کند. گفتار چه موضوعاتی شدیم عزیز دلم؟ گفتار مشکلات خانوادگی، سایت و شهوت و شکم و فرج شدیم، اینها آثار عدم زندگیِ جهادی ماست. بعد می فرماید: «و قيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدينَ»، خدا می گوید: بنشینید. خوب من برای امام حسین(علیه السلام) و علی اکبر(علیه السلام) می خواهم سینه بزنم و گریه کنم، آنها اگر کربلا باب جهاد برایشان باز شد چون جهادی زندگی کردند. برگشت گفت: پدر چرا مدام می گویید: «انا لله و انا الیه راجعون» گفت: آخر اکبرم منادی ندا می کند مرگ دنبال این غافله است، منزل به منزل. بعد برگشت گفت: بابا «ألسنا علی الحق»[29] ما بر حق نیستیم؟ جانم این ادبیاتِ جهادی علی اکبر(علیه السلام).

أَيْنَ‏ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ؟

یادتان است علی(علیه السلام) می زد به صورتش می گفت: أَيْنَ‏ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُم»‏[30] أین عمار یعنی کجا هستند آنهایی که زندگیشان زندگی جهادی است تا من فرمان جهاد را صادر کنم. «أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَق»[31]، ـ آخرین خطبه های علیِ تنهاست ـ این تیغ ابن ملجم نمی دانید با علی(علیه السلام) چه کرد؟! تا خورد گفت: «فزت و ربّ الکعبه»، تمام شد. می دانید فرق علی چقدر درد می کرد؟ زده جمجمه را شکافته، جای ضربت عمرو بن عبدود آخ نگفت علی، ولی اینجا گفت راحت شدم، مُردم از دست این خلائق. مدام گفتم: بیایید، نیامدند، آن قدر نیامدند تا فاطمه ام را کشتند، آن قدر نیامدند تا محسنم را کشتند، آنقدر نیامدند تا 25 سال خانه نشینم کردند. حالا هم که آمدم باز نمی آیند و می گویند سرد است و گرم است. اینجا می زد به صورت خودش و می گفت: «أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَق» برادر های های رزمنده ام کجایند؟

 


[1] . سوره احزاب، آیات 23 و 24

[2] . المناقب، ابن شهرآشوب، ج ‏3، ص 247

[3] . «إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِكاً أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ وَ أَمَّا الْمُشْرِكُ فَيُخْزِيهِ اللَّهُ بِشِرْكِهِ وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنَافِقٍ عَالِمِ اللِّسَان‏»(بحار الأنوار، المجلسي، ج ‏33، ص 549)

[4] . بحار الأنوار؛ ج‏45 ؛ ص299

[5] . الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ؛ ج‏1 ؛ ص101

[6]. سوره نساء، آیه 76

[7]. سوره حج، آیه 40

[8] . صافات، آیه 107

[9] . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ ج‏2 ؛ ص 775

[10]. اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه فهرى؛ ص 25

[11]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ ج‏10 ؛ ص 318

[12]. احزاب، آیه 24

[13] . الإحتجاج، ج‏2 ، ص 301

[14]. تحف العقول؛ ص245

[15]. همان

[16]. بحار الأنوار ؛ ج ‏45 ؛ ص 6

[17]. بحار الأنوار ؛ ج ‏51 ؛ ص 87

[18]. الإحتجاج على أهل اللجاج ؛ ج‏2 ؛ ص 300

[19]. بحار الأنوار ؛ ج‏44 ؛ ص329

[20]. سوره توبه، آیه 46

[21] . بقره، آیه 168

[22] . الإرشاد، المفيد، ج‏2، ص 106

[23] . همان

[24]. تحفة الأزهار، ج ‏2، ص 85

[25]. مائده، آیه 54

[26]. آل عمران، آیه 31

[27]. سوره مائده، آیه 17

[28]. سوره احزاب، آیه 39

[29] . إبصار العين، السماوي ،ص:50

[30] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص264

[31] همان

نام

پست الکترونیک

* کد امنیتی

تصویر کد امنیتی

* نظر

دهه کرامت
 
با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین
حاج احمد پـنــاهـیــان
زمان:
جمعه ۶ مرداد ماه، بعداز نماز عشاء
مکان:
خ انقلاب(چهارمردان)، بعداز کوچه ۲۹
مقتل الشهداء فاطمیه(سلام الله علیها)
کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام محفوظ است